احمد بن محمد ميبدى

589

خلاصه تفسير ادبى و عرفانى قرآن مجيد بفارسى از كشف الاسرار ( فارسى )

گردآلود و تيره‌رنگ - * - 41 - تَرْهَقُها قَتَرَةٌ . تاريكى خاك و سياهى بر آن نشيند - * - 42 - أُولئِكَ هُمُ الْكَفَرَةُ الْفَجَرَةُ . آنانند گروه كافران و بدكاران . تفسير ادبى و عرفانى سوره 80 آيه 0 بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ . نام خداوندى كه قانونهاى سعادت بشر كه به ظهور آمد ، از جمال نام وى آمد ! و قاعده‌هاى شقاوت كه پديد گشت از حرمان نام وى پيدا گشت ، نزول جلال و جمال بسم الله به گوش و دل هر دون همتى نرود ، زيرا مرد دون همّت و بىدرد ، جلال و جمال بسم الله را از كجا شناسد ؟ و مرد خودبين و هواپرست ، حلاوت و طراوت بسم الله را از كجا داند ؟ لطف نطقت كى شناسد اهل ژاژ بيهده * من و سلوى را چه داند مرد سير و گندنا اگر جلال استغناء بسم الله ، از عالم ازل بتابد هزاران نقطهء پيغمبرى را به تيغ بىنيازى بگذراند ! و اگر عنايت جمال و كرم بسم الله از درگاه لطف قدم روى نمايد ، جملهء جهانيان را به خود راه دهد و در صدر دولت جاى دهد . سوره 80 آيه 2 - 1 1 - عَبَسَ وَ تَوَلَّى أَنْ جاءَهُ الْأَعْمى . آيه . از سرادقات ازل برقى بجست و به حكم قهر بر رئيس قبيله ( اميّة بن خلف ) افتاد كه سوختهء آتش جدائى و دورى گشت ! و از سوى ديگر باد كرم از لطف قدم بر دل نابيناى ( امّ مكتوم ) وزيد و او را به بساط قرب و نزديكى رسانيد . عبد اللّه پسر امّ مكتوم آن درويش صحابه كه فقر و فاقه شعار خود ساخته و شب و روز مجاور درگاه نبوّت و حاضر خدمت رسالت بود ، اسلام را بجان و دل پذيرفته و به بىنوائى و بىكامى جهان رضا داده و دوستى خدا و رسول را اختيار كرده ، ببين از حضرت مولى تا چه كرامت به دو رسيده ؟ و چه دولت به وى روى نموده ! كه خداوند پيغمبر خود را از بهر وى عتاب فرموده و در شأن او اين آيت را فرستاده است ! خداوند به فرشتگان مىگويد : مىبينيد كه فرستادهء ما با آن مرد بىنواى نابينا چه كرد ؟ روى بر او ترش كرد و از او برگردانيد ، و روى به دشمن ما ( اميّهء خلف ) آورد ! آنگاه خداوند خطاب به پيغمبر فرمود : سوره 80 آيه 3 3 - وَ ما يُدْرِيكَ لَعَلَّهُ يَزَّكَّى . آيه . ( اى محمّد ) ، تو چه دانى كار و حال آن درويش ؟ پاكى و راستى او ما دانيم ، يادداشت و ياد كرد او ما بينيم ، ( اى محمّد ) ، به درويشى و بىنوائى او منگر ، بدان نگر كه پيوسته مورد محبّت ما است ! و معتكف درگاه ما ! و مجاور كعبهء وصال ما است . از علاقه‌ها بريده ، قدم بر بساط قرب نهاده ، بر سر باديهء دوستى ، لبيك وفاى ما گفته ، ( اى محمّد ) ، ما اثر لطف خود را بر حال او ظاهر كرديم ، تا هركه در او نگرد داند كه او نواختهء ما و دوست ما است ! و آن مرد ديگر ( اميّه خلف ) يعنى آن خواجهء قريش و سرور گمراهى ، از راه حقّ بيگانه و پيشرو اهل شقاوت است كه خداوند درباره او فرمود : سوره 80 آيه 5 5 - أَمَّا مَنِ اسْتَغْنى فَأَنْتَ لَهُ تَصَدَّى . آيه . اين مرد از ما بىنيازى نموده و ديگرى بجاى ما پرستيده و به مال و نعمت خود غرّه شده ، چنين پندارد كه اين مال او را در دنيا جاويد بدارد ، نمىداند كه آن مال سبب عقاب و مزيد عذاب او است ؟ زيرا او به پيروى شيطان خود را از خداوند بىنياز دانست و تو او را پذيرفتى و حرمت نهادى و سخن او را گوش كردى ! يكى از بزرگان دين گفته : اين زر و سيمها و مالهاى گوناگون عين دنيا نيست بلكه ظرفها و سببهاى دنيا